قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5040

تاريخ الفي ( فارسى )

سيستان از روى تمكين پاى در دامن صبر كشيده نه خود آمد و نه كس فرستاد . و آن حضرت در غضب رفته حكم تخريب ولايت او نمود و سه بند را كه رستم بسته بود ، ويران كرده از زراعت و باغ آنجا اثر نگذاشتند . « 1 » و ميرزا رستم در اين وقت از عراق رسيده نوازش بسيار يافت . و امير مضراب به دامن قلعهء دزده رفته و اطراف آن را نيز ويران كرد . و شاه اسكندر ، پسر شاه على را حاكم فراه كرده . و آن حضرت به هرات معاودت نمود و ايلچيان پادشاه ختا در اين وقت به هرات آمده تحفه‌هاى آن ولايت را آوردند . آن حضرت ايشان را نوازش بسيار كرده رخصت معاودت ارزانى داشت . و موكب همايون متوجه بادغيس شد و ميرزا ابراهيم سلطان را با امير جلال الدين فيروز شاه در شهر هرات گذاشت . و در بادغيس به جمع لشكرها فرمان شده سپاه بسيار جمع آمده و خبر پريشانى احوال ماوراء النهر و گرفتارى خليل سلطان رسيد . و تفصيل اين مجمل آنكه چون خليل سلطان شنيد كه اميرزاده شاهرخ به بادغيس آمده او نيز با لشكر فراوان از سمرقند بيرون رفت و به حوالى كش خبر شنيد كه امير خدايداد حسينى كه از مخالفان او بود ، به كنار آب خجند رسيده . امير الله‌داد و ارغونشاه را خليل سلطان با سه هزار كس به جانب او فرستاد . ايشان چون به خدايداد رسيدند و چند روز در برابر يكديگر نشستند ، از ميرزا خليل مدد طلبيدند . او با چهار هزار سوار به آن طرف ايلغار كرده ( در قريهء شيراز فرود آمد . و خدايداد حسينى بر اين معنى مطلع شده روز خود را به امراى خليل سلطان نمود و شب ايلغار نموده ) « 2 » روز ديگر نماز پيشين به ميرزا خليل رسيد و جنگ كرده ميرزا خليل را شكست داد . و او به حصار ويران شيراز درآمد . خدايداد در لحظه قلعه را گرفته او را به دست آورد . و احكام و امثله نوشته ، مهر ميرزا خليل بر آن كرد و به حاكم ماوراء النهر فرستاد . و به اين طريق تمام ماوراء النهر را به تصرف درآورد . و اين اخبار به ميرزا شاهرخ سلطان رسيد . در بيست و يكم ذيقعده متوجه ماوراء النهر شد . و كس نزد خدايداد سابقا فرستاده بود . و او با كس خدايداد به ملازمت آمده عرضداشت آورد كه « اين كار بنابر دولتخواهى آن حضرت به عمل آمد . اكنون هرچه حكم است بر آن موجب عمل مىشود . » و جواب شد كه « حالا متوجه آن طرف‌ايم . چون به آن حدود رسيم ، امير خدايداد به خاطر جمع به ملازمت آيد كه دربارهء او احسان خواهيم نمود . » و در ششم ذيحجه آن حضرت به كنار آب جيحون رسيد . و امير شيخ نور الدين چون سابقا

--> ( 1 ) . زبدة التواريخ : « با آنكه موضعى در مجموع بلاد به خصب و بسيارى غله مثل سجستان نشان نمىدادند ، به اندك مدتى قحط از آن ديار برآمد . » ( 2 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .